مصرف کنیم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:56
خیلی بده صبح با سوزش گلوت بیدار شی و حال و حوصله دشویی رفتن نداشته باشی ...یکی ع بچه ها هس ب جای اینکه بگه بریم چایی بخوریم میگه بریم چایی مصرف کنیم برگشته میگه بیا بریم چیزی مصرف کنیم :|روزای اول فکر می کردیم داره واسه شوخیو اینا میگه اما بعد دیدیم ن فعلا ک داره با این طرز حرف زدنش حالمونو بهم میزن...
گذشت .. - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:56
تو این هفته همه جورشو حس کردم غم شادی ....!ولی خو تهش چی؟ گذشت ...تموم شد. ولی ی سری چیزا هس هیچ وقت تموم نمیشه از تاریخش می گذره اما فراموش نمیشه حرفم اینه....¡کاش مث همین هفته .ماه . سال یاد بگیریم خودمونم از ی چیزایی بگذریم از ی چیزایی اروم بگذریم ن اونقدر بتازونیم ک از فرصت های خوبمون رد شیم ن ا...
2:12 - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:56
امروز ک نرفتم مدرسه حس عذاب وجدان دست از سرم بر نمی داره واقعیت اینه اصن حالم خوب نبود دیروز تو مدرسه حالم بد شد مجبورشدم زودتر برم خونه الانم بیش از هرکسی پیگیرم ببینم مد چطور بوده ن ب اینکه دیروز دعا می کردم امروز نشه برم ن ب اینکه الان ....بیخیال... دیگه فکر کردن بش فایده نداره گذشت دیگه دیشبم گف...
2:24 - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:56
کلی کار دارم خوشبختم از اینکه دو روز غیبت کردم و ب اندازه دو ماه عقب افتادم این ته خوشبختیه و این دو روز ب جز دیروز کلی اذیت شدم عب نداره می ارزه ب نتیجه اش
11:54 - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:56
اینکه ادم بتونه از کنار چیز هایی ک عذابش میدن راحت بگذره و کمتر بهشون فکر کنه .... خیلی سخته بخوای راحت باشی و راحت زندگی کنی درحالی ک از اون شرایط راضی نیستی ولی مجبوری زندگی کنی خیلی خنده داره !!!!!!این حرفایی ک زدم رابطه با خودم نیستااا
16:55 - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:56
خب خدا رو شکر تا اخر هفته تعطیلیم ولی زیادم خوب نیس دیگه اصن امروز توی مدرسه تا گفتن تعطیلیم یهو مدرسه رف رو هوا کلی جیغ کشیدن بچه روز خیلی خوبی بود درکل
10:27 - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 4:56
در کل موافقم با این حرفش ک میگه همیشه بدترین ها رو انتخاب می کنی ولی اون بدترین ها ی ویژگی دارن دیگه بیخودی نیسخب اینم ی جور قضاوته الکی ن با طرف حرف زده ن ندیدتش فقط از حرف های من ب بد بودنش پی ببره ولی همشون بد نیستن خیلیم خوبن
خاطره - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
= یاد گذشته افتادم وقتی 8 سالم بود یه بار خیلی بد سرما خوردم همش فکر می کردم ممیرم با همون دست خط خرچنگ قروباغه ای وصیت نامه نوشتم داداشم وقتی فهمید برای همه خوندش وکلی مسخرم کرد چقدر من گریه کردم همه
الان یهویی - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
اونقدر که من به اینده کوفتیم امیدوارم هیشکی نیست یهو یه عالمه حسای خوب بهم گفتن : به اروزهات میرسی زر میزنن شاید راس میگن خلاصه از نظر روحی الان حالم یهو خوب شد الانم یهو خندم گرفت دارم می خندم
ازمون - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
مدرسه نرفتم وقت دکتر داشتم تازه یادم افتاده امروز یه ازمون داشتم نوایی یکی دوباز زنگ زد خونه ولی دیگه دکتر بودم هی این ازمون می تونست یه تغییر کوچولو بده زندگیمو انگیزمو بیشتر کنه خیلی ناراحت شدم
ثبت حال - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
توی این دو روز دلو دماغ هیچ کاری رو نداشتم اونقدر برنامه هام ریخته که دارم دیوونه میشم هرکی ندونه فکر می کنه چه کاراییی دارم نه والا کلی درس دارم کلی ریختو پاش که همشم از صدقه سری معلماست همینه تقصیر
بیخیال دیروز - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
بیخیال شرح حال دیروز به پردازیم به اامروز امروز به چرتو پرتای نرگس گوش دادم یکممم به دخی زر زدیم مدیر مدرسه هم نبود وگرنه روزمون زهر می شد نگم امروز چی شد چه ها شد خودمم حال ندارم بگم روز چهارشنبه
بلای جون - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
اوف بلای جوون اومد خونمون دخی خاله خوشم نمیاد ازشششش خبر چینه همونکه همسنمه خدااا چقدر زر زد مرموزه از اونا که شیطونو درس میدن بیخیال بابااااااا دختره خررررررررر
1002 - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
فعلا که خبری نی بود شما رو هم در جریان می ذارم
چرا - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:47
وای واقعا نمی فهمم چرا اون حرفو زدم اصلا ربطی به اون نداشت وای خداا دیدم چطور چهرش تغییر کرد اصلا من چرا در مورد ...ش حرف زدم چه ربطی به اون داشت هوفففف اب شدم